خانه / علوم انسانی / مقاله مقایسه سبک خراسانی و عصر بیداری

مقاله مقایسه سبک خراسانی و عصر بیداری

دانلود رایگان مقاله مقایسه سبک خراسانی و عصر بیداری ، مقاله ، تحقیق 

این محصول” مقاله مقایسه سبک خراسانی و عصر بیداری “را از گوگل شاپ  دانلود نمایید.


لينک پرداخت و دانلود *پايين مطلب*    فرمت فايل:Word (قابل ويرايش و آماده پرينت)    تعدادصفحه:۲۳ سبك خراساني سبكي است كه از سرآغاز ادب فارسي تا قرن هاي پنجم و ششم ادامه داشته است و بزرگاني چون رودكي ، فردوسي ، عنصري و ناصر خسرو در محمل اين سبك پاي گذاردند از خصوصيات مهم سبك خراساني, در مقايسه با سبك عراقي ودورانهاي ديگر, خردگرايي شاعران و سخنوران اين دوران است. زبان فارسي در اين دوره زبان مادري گويندگان است يعني گويندگان اين دوره برخلاف دوره هاي زبان فارسي را از روي آثار ادبي پيش از خود نمي آموختند ،از اين رو زبان ايشان طبيعي و روان است و در آن تعقيد و ابهام نيست. اما اگر امروزه براي ما برخي از لغات آن مهجور و دشوار مي نمايد ، به سبب آن است كه خراسان بزرگ منطقه ي بسيار وسيعي بود و لهجه هاي مختلفي چون سغدي و خوارزمي در آن رايج بود . همين امر باعث شده است كه در شعر اين دوره نام شهر هاي قديم خراسان بزرگ و نواحي همجوار آن آمده باشد: خلخ،چگل،نوشاد،قيروان ، ختا،ختن و… شعر اين دوره مشتمل بر مجمو عه اي از لغات است كه بسامد آن در دوره هاي بعد كم مي شود و يا يكسره از بين …

این محصول ارزشمند “مقاله مقایسه سبک خراسانی و عصر بیداری  “توسط پورتال  گوگل شاپ  جمع آوری و برای فروش قرار داده شده است.

منبع: google-shop.ir

همچنین ببینید

مقاله تاريخ فلسفه ي يونان

لينک پرداخت و دانلود *پايين مطلب*    فرمت فايل:Word (قابل ويرايش و آماده پرينت)    تعدادصفحه:15 پارمنيدس ، به ويژه قسمت دوم آن ، شگفت ترين سرنوشت را در ميان محاورات افلاطون داشته است . هيچ کس منکر نيست که اين محاوره آهنگ الهي دارد عميقا ديندارانه است و اشارات عرفاني در ان ديده مي شود همچنين شگفت نيست که ببينيم از فايدون ، فايدروس يا تيمايوس در اين رابطه اسم مي برند . اما اينکه استدلال هاي ضد و نقيض پارمنيدس درباره ي واحد – که دست کم صورتي مغالطه آميز دارد و از مباحثات قرن چهارم و پنجم قابل انفکاک نيست – را تبييني از عالي ترين حقايق الهيات بدانيم ، بي ترديد يکي از غريب ترين چرخش ها در تاريخ انديشه ي بشر است . اما نو افلاطونيان مدعي هستند که واحد پارمنيدس همان خداي متعال توصيف ناپذير و ناشناختي آن هاست ، و همين تصور به مسيحيت قرون وسطي و سپس تر راه يافت و مدت ها بعد وارد فلسفه ي هگل شد . حتي رهيافت تحليلي قرن حاضر نيز رقيباني دارد ، ان گونه که در سخن وال 1926 از وحدت عرفان متعالي و همه ي خدايي حلولي ملاحظه مي کنيم و در اين نتيجه گيري و ندت 1935 که نو افل ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *